مير قوام الدين محمد رازى تهرانى
مقدمه 6
دو رساله فلسفى عين الحكمة وتعليقات
در عصر كنونى كه عصر ارتباطات ، رايانه و اطّلاعات نام گرفته ، جوامع بشرى حتّى آنان كه از پيشينهء فرهنگى پربارى برخوردارند ، در اثر سرعت تبادل اطّلاعات و تشكيل دهكدهء واحد جهانى ، دچار نوعي بىهويّتى و گسستگى از گذشته شدهاند و على رغم پيشرفتهاى چشمگير تكنولوژيك و مادّى ، با بحران عظيم فرهنگى مواجه گرديدهاند . در اين چالش ، فرهنگهاى ضعيف و نوظهور در فرهنگهاى ديگر هضم شده يا مىشوند ، امّا آنان كه از فرهنگى غنىّ و پر سابقه برخوردارند ، مىتوانند با هوشيارى سرنوشت ديگرى داشته باشند ؛ مىتوانند در عين بقا و استمرار حيات خويش ، با كمال اقتدار تأثيرگذار نيز باشند . اساسىترين راهكار ، ايجاد ارتباط ميان نسل معاصر و گذشتهء درخشان خويش است . بايد در كنار رويكرد جدّى به سوى آداب و سنن پسنديدهء پيشينيان و . . . آثار انديشمندان و بزرگان را احيا كرد و با عرضهء آنها در قالبهاى جديد ، نسل معاصر را با پيشينهء غنىّ فرهنگى جامعهء خويش و مظاهر آن بيش از پيش آشنا كرد تا در نهايت از اين مبارزهء حتمى و نابرابر ، سربلند بيرون آمد . از اين جاست كه اهميّت و ضرورت احيا ، تصحيح و نشر متون ، بيشتر هويدا مىشود . اين ضرورت آن گاه مضاعف مىشود كه بدانيم در لابلاى همين متون - كه به گمان برخى احياى آنها نوعي نبش قبر است ! ! - مباحثى يافت مىشود كه : - پاسخگوى برخى از شبهات مطرح كنونى است ؛ و اين گواه آن است كه شمارى از اين تشكيكها و پاسخشان ، پيش از اين نيز مطرح بوده و شبهات جديدى نيستند . - حاوى نكات ، مسائل و نظريات علمىاى هستند كه هنوز به قوّت خود باقى است و گاه آدمى را به شگفت وامىدارد كه پيشينيان بدون در دست داشتن ابزارهاى دقيق ، پيچيده و پيشرفتهء علمى ، چگونه به حقايقى دستيازيدهاند كه اكنون پس از گذشت قرنها و با پيشرفتهاى تكنولوژيك ، بشر به همان يافتهها مىرسد ؟ ! - بيانگر چگونگى روند تكاملى انديشهها ، علوم و فنون مىباشند كه اين خود براى مورّخان و فيلسوفان علم ، بسيار ارزنده و راهگشاست .